واژه های لجستیکی
تدارك، تهيه، تأمين / آماد Supply
مجموعه فعاليتهاي پشتيباني شامل فرآيند برآورد، تأمين، تخصيص و توزيع نيازمنديهاي لجستيكي
آمادگاه / دپو Depot
مجموعهاي از تأسيسات، تجهيزات و امكانات آمادي به منظور انجام امور دريافت، تفكيك، طبقهبندي و انباركردن اقلام
انبار Warehouse / Store
محل يا فضايي جهت نگهداري و ذخيره كردن يك يا چند نوع كالا
انباردار Warehouseman
كسي كه كار دريافت، ذخيرهسازي و تحويل اقلام را در انبار بر عهده دارد.
اقلام / كالا Goods / Commodity
مواد و اجناس مصرفي، سرمايهاي و تجهيزات مورد استفاده
طبقهبندي كالا Goods classification
دستهبندي اقلام به گونهاي كه مابين آنها حداقل يك صفت مشترك وجود داشته باشد.
انبارگرداني Stock taking
عمليات شمارش، توزين و اندازهگيري منظم و نظاممند كالاهاي موجود در انبار جهت تعيين مقدار موجودي و انطباق موجودي ثبت شده با موجودي واقعي و تعيين مغايرتها.
تجهيزات جابجايي Handling equipment
تجهيزاتي از قبيل ليفتراكها، پالت تراكها، جرثقيلهاي متحرك و ديگر تجهيزات كه به منظور جابجا كردن هر نوع كالا و مواد مورد استفاده قرار ميگيرد.
اطلاعات سفارش دهي Ordering data
اطلاعاتي از قبيل نوع، كميت، كلاس و همچنين عنوان، شماره و تاريخ مشخصات مورد نظر هر نوع كالا جهت سفارش دادن.
زمان انتظار دريافت كالا / مدت تحويل Lead time
طول مدت زمان از سفارش تا وصول كالا، هر چند به برآورد چند زماني نيز اطلاق ميشود.
كالاهاي مصرفي با دوام Consumer durables
كالاهاي مصرفي كه انتظار ميرود براي مدت طولانيتر از يك سال دوام يابد.
كالاهاي مصرفي Consumer expendabels
آن دسته از كالاهاي مصرفي كه جزو كالاهاي مصرفي با دوام نباشد.
كالا يا ذخيره ارسالي Consignment stock
موجودي يا ذخيره كالايي كه توسط يك نماينده يا توليد كننده برمبناي قرارداد، نگهداري يا ارسال ميگردد.
كالاي بي مصرف Dead stock
موجودي يا كالاهايي كه امكان مصرف يا فروش آن پيشبيني نميشود.
موجودي بين راهي/ موجودي در راه Delivery stock
مقدار موجودي كه براساس برنامهريزي سفارش شده ولي به دست سفارش دهنده نرسيده و جزو موجودي در دست نيست.
هزينه سفارش Ordering cost
هزينهاي كه براي اعلام سفارش كالا و رسيدن كالا به انبار در صورت خريد و يا آمادهسازي و تأمين تجهيزات عمومي پرداخت ميگردد.
First In First Out (FIFO)
سيستمي است كه براساس آن روشهاي ورود و خروج كالا از انبار جهت مصرف تعيين ميشود. در اين روش، جنسي كه اول وارد انبار شده اول خارج و مصرف ميشود.
Last In First Out (LIFO)
سيستم ورود و خروج كالا از انبار جهت مصرف كه در اين روش، جنسي كه آخر از همه وارد انبار شده، اول استفاده ميشود. خارج و مصرف ميشود.
مهمات و مواد منفجره Ammunition and Explosives
اين اقلام شامل همه اقلام مهماتي و مواد داراي خطرات جاني و مالي جدي، از قبيل مواد منفجره جامد و مايع، مواد منفجره پر انرژي، پيشرانها، آتش افروزها (پيرو تكنيكها)، سرجنگيها و موشكهاي هدايت شونده ميباشد.
آمادگاه مهماتي Ammunition Depot
مجموعهاي از تأسيسات، تجهيزات و امكانات آمادي به منظور انجام امور دريافت، تفكيك، طبقهبندي و انبار كردن اقلام مهمات و مواد منفجره ميباشد.
محوطه اداري Administration Area
محوطه ساختمانهاي اداري براي انجام امور اداري است و اين محوطه به جز محوطه ساختمانهايي است كه در نزديكي انبارهاي مهمات بوده و مستقيماً جزئي از اين انبارها هستند و كارهاي عملي مهمات در آنها انجام ميشود.
محوطه مهمات و مواد منفجره Ammunition and Explosives Area
محوطهاي كه به منظور توليد، آزمايش، تعمير و نگهداري، ذخيرهسازي يا دستكاري (بازيافت) مهمات و مواد منفجره به طور ويژه طراحي و ساخته شده و از ساير محوطههاي اطراف تفكيك ميشود.
انبارهاي رو زميني Aboveground Magazines
هر نوع انبار مهمات و مواد منفجره ساخته شده در سطح زمين ميباشد. اين انبارها به غير از انبارهاي مهمات استاندارد و غيراستانداردي است كه در زير زمين ساخته ميشوند.
بناي كمكي Auxilary Building
به ساختمان و بنايي كه براي نگهداري لوازم فرعي و كمكي در نظر گرفته ميشود و يا مكانهاي عملياتي، از قبيل كارگاه، خط لوله يا محوطههاي اسكله، ساختمانهاي كمكي گفته ميشود. در اين ساختمانها و اماكن نبايد هيچگونه ماده منفجرهاي قرار داده شود. ساختمانهاي كمكي در اماكن مهماتي از قبيل كارگاههاي برق و تأسيسات، اتاقهاي ويژه تعويض لباس و استراحت كاركنان، اتاقهاي رنگ و حلالهاي آنها و تسهيلات مشابه ميباشند.
مانع، سنگر Auxilary Building Barricade
مانع و سنگر در بين محوطه يا انبارهاي مهمات و مواد منفجره به صورت مصنوعي يا طبيعي از نظر نوع، اندازه و ساختمان به منظور جلوگيري و محدود نمودن اثرات انفجار بر روي ساختمانها يا محوطههاي مجاور ايجاد ميشود.
ضربه انفجار Blast Impulse
ضربه انفجار، برآيند فشار خيلي زياد حاصل از موج انفجار در يك عمل انفجار است كه در يك زمان و در طي عمل انفجار به يك نقطه وارد ميشود. يا به عبارت ديگر، فشار ضربهاي حاصل از يك انفجار كه به يك نقطه وارد ميشود، ضربه انفجار ناميده ميشود (يعني ناحيه زير منحني فشار زياد در مقابل زمان، ضربه انفجار خواهد بود).
رختكن و محل استراحت Change House
بنا و ساختمان با امكانات و تسهيلات ويژه براي كاركنان جهت تعويض لباس و قرار دادن لباس كار و لوازم شخصي ميباشد. اين اماكن ممكن است به قفسه و لوازم بهداشتي، آب سردكن، تسهيلات نوشيدني و غذا خوري مجهز شده باشند.
سازگاري مهمات Compatibility Of Ammunition
مهمات و مواد منفجرهاي را سازگار گويند كه اگر مقدار معيني از آنها با هم، حملونقل و يا انبار شوند، تأثير چنداني در افزايش وقوع حوادث احتمالي نداشته باشند.
محل در معرض خطر Exposed Site (ES)
محلي است كه در معرض خطرات بالقوه، از قبيل موج انفجار، تركش، پرتاب قطعات سنگ و كلوخه و جريان حرارتي شديد قرار دارد.
Inventory Turn-over
تعداد دفعاتي كه يك شركت در طول كسال كل موجودي يك قلم كالا را مورد استفاده قرار ميدهد يا تعداد دفعاتي كه موجوديهاي قبلي مصرف و يا فروخته شده و جاي خود را به موجوديهاي جديد ميدهند.
خريد بههنگام يا خريد به موقع Just in time Purchasing
خريد و تحويل كالا به مصرفكننده درست بهنگام مصرف، بدون تأخير و يا نياز به ذخيرهسازي. روشي كه در آن كوشش ميشود تا موجودي انبار در حداقل ممكن و پاسخگوي نياز باشد. اين روش در ژاپن ابداع شده و در ساير كشورهاي صنعتي، كاربرد گستردهاي يافته است.
خريد يا ساخت Make or Buy
يك تصميم راهبردي در مورد اين كه كالا يا قطعهاي در داخل (كارخانه يا كشور) ساخته شود و يا اينكه آنرا از يك فروشنده داخلي يا خارجي خريداري گردد.
مذاكره Negotiation
فرآيند مباحثه بين خريدار و فروشنده براي رسيدن به يك توافق كه يكي از مهمترين كاركردهاي متخصصين خريد است.
هزينه فرصت يا هزينه فرصت از دست رفته cost Opportunity
ارزش بالقوة نتيجهها و بازدهيهاي عملياتي ـ حداكثر سود قابل دستيابي در صورتي كه منابع و امكانات سازمان به فعاليت ديگري اختصاص مييافت.
مثلاً؛ اگر قيمت يك قلم كالاي راكد در انبار، به سرمايهگذاري اختصاص مييافت، سه هزار ريال سود حاصل ميشد. به محروميت از اين سود، هزينه فرصت از دست رفته ميگويند.
خريد با دلهره ـ خريد شتابزده Punik Buying
خريدي كه به علت تمام شدن موجودي، با عجلة فراوان و بدون توجه به مناسب بودن قيمت انجام ميشود.
باي بك ـ بازخريدن ـ كالاي فروخته شده را دوباره خريدن، خريد بازگشتي Buy Back
نوعي قرارداد كه در آن كارخانهاي فروخته ميشود و فروشنده به جاي مقداري از پول كارخانة فروخته شده، محصولات آن كارخانه را دريافت ميدارد.
ادهوكراسي ـ سازمان موقتي، ساختار ويژه Adhocracy
نوعي ساختار سازماني است كه موقت بوده و براي رسيدن به هدف مشخصي به وجود ميآيد. اين نوع سازمان داراي روابط افقي، سلسله مراتب محدود، عدم تمركز، قوانين رسمي كم و انعطاف پذيري زياد است.
ادهوكراسي داراي ساختاري پويا و ناپايدار، متشكل از خزانههاي تخصصي جوان، آموزش ديده، و آماده به كار و فعال است.
ظرفيت Capacity
ميزان و نرخ خروجي منطقي، مبتني بر اقلامي كه يك شركت با استفاده از تجهيزات، توليد ميكند، توانايي يك سيستم عملياتي در اداره كردن مقدار مشخصي كار.
هزينه نگهداري Carrying Cost
هزينه يكسالة نگهداري موجودي كه محاسبة آن از طريق اضافه نمودنِ نرخ بهره، هزينة بيمه، هزينة فضاي اشغال شده، ماليات، خرابي و فساد اقلام، منسوخ شدن و از مُد افتادن اقلام، هزينة نگهباني و حفاظت و هزينة نيروي انساني، حاصل ميشود. اين هزينه در محاسبة مقدار اقتصادي سفارش مورد استفاده قرار ميگيرد.
مبادله الكترونيكي دادهها
Electronic Data Interchange (EDI)
مبادلة الكترونيكي دادهها بين خريدار و فروشندهاي كه معاملهشان را از طريق شبكههاي رايانهاي انجام ميدهند؛ اين مبادلات مانند ساير مبادلات حضوري در صورت تجويز قانون، از ارزش حقوقي و قانوني يكساني برخوردار هستند.
تجزيه و تحليل اي.بي.سي.دستهبندي اقلام براساس ارزش يا اهميت آنها A.B.C Analysis
عبارت است از طبقهبندي اقلام بر طبق مبناي استفادة ساليانه و ارزش آنها. اين روش بيانگر آن است كه معمول 20درصد اقلام، حدود 80 درصد استفاده و ارزش را دارا هستند. به اين دسته از اقلام عنوان A داده ميشود. حدود 40درصد از اقلام معادل 15درصد ارزش را دارند كه به اين دسته، عنوان B داده ميشود و 40درصد آخر نيز 5درصد ارزش را به خود اختصاص ميدهند كه به آن عنوان C داده ميشود. به اين روش، قانون هشتاد بيست و يا قاعدة پارتو Pareto) )نيز گفته ميشود.
تدارك و تهيه كالا Procurement
زنجيرهاي از فعاليتها شامل: تعيين نوع و مقدار نياز، مشخص كردن كيفيت و طرح يك كالا (يا خدمت) براي تأمين نياز، يافتن يك منبع براي تهيه آن، سازماندهي ارسال و حمل براساس قيمت و تاريخ مشخص و تحويل آن به مشتري.
بازاريابي معكوس Reverse Marketing
فرآيندي كه طي آن خريدار فروشنده را وادار ميكند كه كالا را به او به فروشد. در حالي كه در بازاريابي مستقيم فروشنده با مصرف كنندگاني كه از قبل معين شدهاند، براي فروش كالاي خود ارتباط برقرار ميكند.
ذخيرة ايمني، ذخيرة احتياطي Safety Stock
آن مقدار موجودي كه سازمان را در مقابل خطرات ناشي از نوسانات تقاضا يا تأخير در دريافت اقلام تدارك شده، حفظ ميكند.
منبعيابي Sourcing
فرآيند شناسايي، ارزيابي و انتخاب عرضه كنندگان (اعم از فروشنده يا توليد كننده) براي تأمين نيازمنديها.
منبعيابي چند جانبه Multiple Sourcing
ارسال سفارش براي دو يا چند عرضه كننده براي اجتناب از تسلط يك عرضه كننده، يا براي پيشگيري از وابستگي به يك عرضه كننده.
نمونهگيري براي پذيرش Acceptance Sampling
نمونهبرداري جهت تعيين سطح قابليت (يا عدم قابليت) قبول كالا، بررسي تصادفي يك نمونه از كالا جهت تعيين نقايص و عيوب احتمالي آن.
خط نماد ـ ستون يا باركد Bar Code
خطوط عمودي پهن يا نازك، روشن يا تيره كه ميان آنها فاصلههاي گوناگوني وجود دارد و بيانگر حروف و يا شمارههايي هستند.
كدگذاري ميلهاي Bar Coding
روشي براي علامت گذاري اقلام، به نحوي كه به سرعت و به دقت قابل بازخواني باشند.
کارشناس ارشد لجستیک-محقق-نویسنده