واژه های لجستیکی2
Containerizationقراردادن اجناس در جعبهها يا تريلرهايي كه به سادگي قابل انتقال از يك وسيله حمل به وسيله حمل ديگر باشد (مثلاً از كشتي به تريلر)، از اين روش در سيستمهاي حمل چندگانه مثل حمل بر روي كاميون، كشتي، قطار و هواپيما استفاده ميشود.
بار سبك و حجيم Baloon Freightمحمولهاي كه از نظر حجم بزرگ، ولي از جهت وزن سبك است.
توزيع فيزيكي Physical Distributionامور برنامهريزي، اجرا و كنترل جريان (حمل) مواد، كالاهاي ساخته شده و اطلاعات مربوطه از نقطة مبداً تا نقاط مصرف با هدف تأمين نيازهاي مشتري و صرف هزينههاي كمتر.
هزينه حمل و نقل Freightبه هزينههايي اطلاق ميشود كه بابت حمل و نقل و بارگيري كالا دريافت ميگردد. تعهد حمل كننده اغلب حداكثر تا ميزان هزينه حمل و نقل پرداختي توسط مشتري است.
نرخ حمل و نقل Freight Rateبه فهرست نرخهاي هزينة حمل و نقل، نرخ حمل و نقل گفته ميشود. كه به ازاي هر واحد (كالا يا مسافر) وضع ميشود واحد ميتواند تعداد حجمي يا وزني باشد.
روي عرشه ـ بر عرشه On Deckبرخي كالاها به دليل ماهيت خاص خود بايد بر روي عرشه كشتي حمل شوند. اين ماهيت ميتواند ناشي از وضعيت شيميايي يا ويژگيهاي فيزيكي كالا باشد. كالاهايي كه بر روي عرشه حمل ميشوند، كالاهاي عرشهاي ( deck cargo) نام دارند.
كراية عبور ـ عوارض عبور Toll = Toll Moneyكراية عبور، هزينهاي است كه بابت عبور از يك راه مشخص، يك تونل، يك پل، يا يك آبراه خاص پرداخت ميگردد. در بيشتر كشورها، عبور از راههاي سريع مستلزم پرداخت كراية عبور است. در حمل دريايي پرداخت كراية عبور بر عهدة مالك محموله است و صاحب كشتي از اين بابت هزينهاي متقبل نميشود.
كابوتاژ Cabotageكابوتاژ عبارت است از: حمل كالا از يك نقطه به نقطة ديگر (در داخل كشور) از راه دريا يا رودخانههاي مرزي
كشتي رو ـ رو Roll on / Roll off vessel (Ro/Roيك نوع كشتي است كه در قسمت پهلو و عقب آن سكوي مخصوص ( Ramp) وجود دارد و وسايل نقليه حامل بار و مسافر ميتوانند مستقيماً از طريق آن وارد يا خارج كشتي شوند.
حمل مجدد Transshipmentعبارت است از: انتقال كالا از يك وسيله نقليه به وسيله نقليه ديگر. اين نوع نقل و انتقال بيشتر در حمل و نقل مركب رايج است كه طي آن از وسايل حمل مختلف از جمله كشتي، هواپيما، قطار، كاميون، تريلر و ساير وسايل براي ارسال يك محموله به مقصد استفاده ميشود. بديهي است كه در اين صورت جريان انتقال غالباً توام با تخليه و بارگيريهاي مجدد است.
Plaime Utility(place & Time Utility)مطلوبيت مكاني و زماني
در دسترس بودن كالاها در مكان و زماني كه به آنها نياز است. هرگاه كالايي را به جايي كه بدان نياز شديد دارد، منتقل سازيم، مطلوبيت مكاني ايجاد كردهايم. در دسترس بودن اقلام در زمان نيازمندي به آنها نيز مطلوبيت زماني ناميده ميشود. مطلوبيت مكاني از طريق حمل و نقل و مطلوبيت زماني از طريق ذخيرهسازي صورت ميگيرند.
مطلوبيت زماني و مكاني از مهمترين كار كردهاي لجستيك در عرصة فعاليتهاي لجستيكي نظامي و تجاري است.
لجستيك معكوس Revers Logisticsايجاد و استقرار يك سيستم اطلاعاتي فعال براي اخذ بازخورد از مشتريان و مصرف كنندگان در يك سيستم لجستيكي، تا بتوان از طريق رسيدگي به شكايات، ادعاها و اقلام مرجوعي به كارآمدترين و اثربخشترين شكل با مشتريان برخورد كرد.
خدمات به مشتري Customer Serviceفرآيندي كه ميان خريدار، فروشنده و مشتري رخ ميدهد و منجر به ارزش افزوده براي كالا يا خدمات مورد مبادله ميگردد و از منافع آن تمامي عناصر درگير در زنجيرة تامين منتفع ميگردند.
پنج R لجستيك The five Rights of Logisticsبه تأمين اقلام مناسب براي مصرف يا توليد، در مكان مناسب، در زمان مناسب، در شرايط مناسب و با قيمت مناسب در فرآيند كاركردهاي لجستيكي اطلاق ميشود.
کارشناس ارشد لجستیک-محقق-نویسنده